<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>می نویسم گاهی</title>
<link>https://manneveshtam.blogfa.com</link>
<description>نوشته هایی که ادبی نیستند</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 24 Aug 2008 14:56:05 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>&quot;.&quot;</title>
<link>https://manneveshtam.blogfa.com/post/54</link>
<description>نقطه . ته خط چرا سر خط؟؟ من دوست دارم تا آخر خط و برم خسته شدم از انشاء های تکراری..معلم فکری کن</description>
<pubDate>Sun, 24 Aug 2008 14:56:05 +0330</pubDate>
<dc:creator>manneveshtam</dc:creator>
<guid>manneveshtam.blogfa.com/post/54</guid>
</item>
<item>
<title>دلم که می گیرد</title>
<link>https://manneveshtam.blogfa.com/post/53</link>
<description>دلم که می گیرد دلم که می گیرد دنبال بهانه می گردم... آخر آسمان دل ما ستاره ای هم ندارد که بگوییم تنها کسم ستاره ی کم رنگی است در آسمان سیاه شب در کوچه خلوت محله هم برج میسازند که با تلسکوپ غرب زده اش تنهایی مرا رصد کنند.. .... عطاری سید هم که تنها مرهم فروش دلم بود سکوریت کرده و فست فود شده دنیایت هم که قربان شوم بی در و پیکری شده برای خودش...... نگران نسلی ام که پدر و مادر ندارند.. نه از آن جهت..استغفرالله!!! از عاقبت تلقیح مصنوعی و کرومزم ها میترسم که از</description>
<pubDate>Thu, 03 Jul 2008 13:41:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>manneveshtam</dc:creator>
<guid>manneveshtam.blogfa.com/post/53</guid>
</item>
<item>
<title>دلخوشی ها کم نیست</title>
<link>https://manneveshtam.blogfa.com/post/52</link>
<description>دل خوشی ها کم نیست... اما پدرم باز نشست...بر لب حوض حیاط در ضلالی باز هم می دیدم..باز هم تار سفید دل خوشی ها کم نیست... اما مادرم میگوید...دختر همسایه دیشب..باز هم ; بی نفس می گریید دل خوشی ها کم نیست.. اما گاهی دل من میگیرد نه به اندازه تو..بلکه اندازه تنهایی این شهر غریب دل خوشی ها کم نیست اما... در دلم نای خوشی نیست که نیست دل خوشی ها کم نیست... اما دل خوشی دل میخواست دل خوش سیری چند؟ در خیابان ..بازار ..باز هم پرسیدم و سکوتی مبهم...همه می خندیدند دل</description>
<pubDate>Sun, 18 May 2008 15:01:24 +0330</pubDate>
<dc:creator>manneveshtam</dc:creator>
<guid>manneveshtam.blogfa.com/post/52</guid>
</item>
<item>
<title>15 فروردین</title>
<link>https://manneveshtam.blogfa.com/post/51</link>
<description>چه سخت میگذرد امروز. مادری آبستن...سنگینی دنیا را در شکم دارد... و کودکی بیزار از سیاهی رحم به امید اینکه بیرون از این دنیای سیاه روشنی را یابد پدری زحمت کش ; چشم به راه امید آینده اش و صدای پرستارانی که پدر را تبریک میگویند لبخندی شیرین روی لبان پدر.... کودک متود شد کودکی که سیاهی جهان را حس می کند...سیاه تر از رحم و گریه هایی که رحم را طلب میکند و بهانه می آورند شیر مادر را...مرهم گریه های کودکی! پ.ن:بعد از مدت ها وبلاگ به روز شد در روز تولدم!</description>
<pubDate>Thu, 03 Apr 2008 14:46:31 +0330</pubDate>
<dc:creator>manneveshtam</dc:creator>
<guid>manneveshtam.blogfa.com/post/51</guid>
</item>
<item>
<title>باز صدا!</title>
<link>https://manneveshtam.blogfa.com/post/50</link>
<description>باز صداآمد ; صدای باران است باز قلبم تپید ; بی تاب است پاییز شد انگار که تابستان مرد برگ میرقصد ; برگ ریزان است دیشب دل من هوای باران می کرد امروز دلم تشنه ی خشکستان است برگ ها غرق ز دردند امروز دلم من باز پی درمان است حرف ها خنجر تیزند ولی هم صحبت گوش ها همین ابزاراست دل پر درد ; خبر چینی عشاق مکن بادپاییز خبر چین همه رندان است آهسته تر ای چرخ فلک چرخ بزن که دلم عاشق و دیوانه ی این باران است میثم - آبان ۸۶ - خوانسار</description>
<pubDate>Thu, 22 Nov 2007 15:10:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>manneveshtam</dc:creator>
<guid>manneveshtam.blogfa.com/post/50</guid>
</item>
<item>
<title>عاشق پاییزم!</title>
<link>https://manneveshtam.blogfa.com/post/49</link>
<description>فصل مورد علاقه ی من پاییزه بوده و هست حس خاصی به من میده ...واین قطعه ی ادبی که از خودم نیست و از میان آف های رسیده به نظرم بسیار زیبا آمد...تقدیم به عاشقان خدا و پاییز پيداست هنوز شقايق نشدي ... زنداني زندان دقايق نشدي ... وقتي که مرا از دل خود مي راني ... يعني که تو هيچ وقت عاشق نشدي ... زرد است که لبريز حقايق شده است ...تلخ است که با درد موافق شده است ... شاعر نشدي وگر نه مي فهميدي ... پاييز بهاريست که عاشق شده است</description>
<pubDate>Sat, 10 Nov 2007 08:29:29 +0330</pubDate>
<dc:creator>manneveshtam</dc:creator>
<guid>manneveshtam.blogfa.com/post/49</guid>
</item>
<item>
<title>مراد</title>
<link>https://manneveshtam.blogfa.com/post/48</link>
<description>به نام خدا از امروز تصمیم گرفتم داستانی بنویسم و در هر پست آخرین قسمت از داستان نوشته شده رو قرار بدهم شاید روزی این وبلاگ کتابی شد! شروع می کنم – نکته این که تمام شخصیت ها – اسامی و اتفاقات زاده ذهن و تخیل من بوده و هیچ رابطه ای با دنیای واقعی ام ندارد. قسمت اول نوشته – 12-13/8/1386 زنی در هم شکسته با موهای جوگندمی و چادر مشکی که به آرامی از کنار خیابان عبور میکرد.70سالی داشت...شلوغ کن و تا حدی حسود اما سختی کشیده! قد کوتاهی داشت و همین کمی چاق نشانش می</description>
<pubDate>Tue, 06 Nov 2007 20:29:48 +0330</pubDate>
<dc:creator>manneveshtam</dc:creator>
<guid>manneveshtam.blogfa.com/post/48</guid>
</item>
<item>
<title>برای خودت</title>
<link>https://manneveshtam.blogfa.com/post/47</link>
<description>سلام دلم تنگ شده . هر روز دورتر میشوم از تو و تو خود را به من نزدیک تر میکنی گیج میزنم در هزار راه آدمیان و شاه راه تو فراموشت میکنم زود و به یاد می آورمت چه دیر دیروز فروختمت...بسیار ارزان...به پول آدمیان فکر میکنم پانصد تومانی میشد بسیار ارزان هم نبود...به قد حماقتم و عذابی که میترسم حتی از خیالش و امروز به ثانیه ای شهوت...چه زود گذشت...فقط نگاهی کردم در حالی که می دانستم نگاهم می کردی دلم گرفته نارفیقت دوباره سرگردان است ...</description>
<pubDate>Wed, 31 Oct 2007 15:39:19 +0330</pubDate>
<dc:creator>manneveshtam</dc:creator>
<guid>manneveshtam.blogfa.com/post/47</guid>
</item>
<item>
<title>دوباره.......</title>
<link>https://manneveshtam.blogfa.com/post/46</link>
<description>سلام اومدم باز.........به قول یکی از دوستان غیبت ما صغری بود!؟ این رفت و اومد ها رو بگذارید به حساب اخلاق بچه گونم که داره کم کم مردی رو حس میکنه؟!؟ اونقدر این 2 ماه ننوشتم که دارم خفه میشم...الانم اصلا نمیدونم از کجا شروع کنم؟ نفس عمیق میکشم 1 2 3 شروع میکنم ................... .............................</description>
<pubDate>Wed, 31 Oct 2007 15:18:16 +0330</pubDate>
<dc:creator>manneveshtam</dc:creator>
<guid>manneveshtam.blogfa.com/post/46</guid>
</item>
<item>
<title>شعبان و نیمه اش</title>
<link>https://manneveshtam.blogfa.com/post/45</link>
<description>آخرین پسته .... گلایه نکنم باز...قول دادم احساستی نشم.خواستم بنویسم برای خودت - نوشته ای بهتر از نوشته ی پارسالم پیدا نکردم. خدا را شکر هنوز احساسم نمرده........ و انتظار ; فرسایش زندگی و چه راحت گم می شوند انتظار ها در میان جشن های عروسی نیمه ی شعبان ; نقل و نبات های مردم کوچه و بازار و کسی نگفت چرا نیامد؟؟؟ آذین بسته اند خیابانت را چراغانی کرده اند زمینت را و...تو نیامده ای هنوز دلها شکست هوا نمی گیرد این روز ها - همیشه آفتابیست دلش نمی آید می دانم روز</description>
<pubDate>Mon, 27 Aug 2007 22:02:02 +0330</pubDate>
<dc:creator>manneveshtam</dc:creator>
<guid>manneveshtam.blogfa.com/post/45</guid>
</item>
</channel>
</rss>
