دل....

 

مدتی است به دل ها می نگرم

بعضی دل هایشان کوچک است

بعضی بــــزرگ و بعضی دلشان به پشتشان چسبیده

چرا همیشه دل فقیران به پشتشان چسبیده است....اما دلشـــان از دل گندگان بی دل بزرگ تر است

چرا دل فقیران به فقیران راه دارد و دل ثروتمندان به ثروتمندان

نمی شود دل فقیر به ثروتمند راه پیدا کند

و یا برعکس

آه..... یادم رفت ثروتمندان دل ندارند

چرا بعضی دل ها زود می شکند و بعضی دل ها ; دل می شکند

و باز هم یادم رفت سنگ همیشه شیشه را می شکند

چرا همیشه دریا دلان زود از بین ما می روند

چرا

...

می خندم ; به دلم ؟!؟ باز احساساتی شد

فلسفه زندگی

بعد از مدت ها دوباره نوشتم....

فسلفه نمی دانم . اما میدانم خدا هست

فلسفه نمیدانم اما گاهی فقط گاهی زندگی سخت میگذرد

فلسفه نمیدانم اما گاهی دفاع میکنم از فقیران بی کس

فلسفه نمی دانم اما میدانم خدا همین نزدیکی هاست

فلسفه نمی دانم اما گاهی میخندم از ته دل

فلسفه نمی دانم اما گاهی فراموش میکنم فراموش شدگان را

فلسفه نمیدانم اما نماز میخوانم

قبله دارم

فلسفه نمی دانم اما میدانم فلسفه زندگی همین است

آری........فلسفه نمیدانم