داشت و نداشت
بوی ماه مدرسه ; بوی خجالت های بابا ; بوی شرمندگی مادر - بوی فقر - بوی داشت و نداشت
باز تولد است ; شمع ها را باید فوت می کرد اما شمع ها کیک نداشت
باز عید است ; اما عید ; عیدی نداشت - لباس نو نداشت ; حتی...................... حتی آجیل هم نداشت
نیمه شعبان ; پدر بیمار است - مادر گریه می کند و اما.... جیب بابا پول نداشت
عروسی است ; چراغانی است اما عروسی شادی نداشت
باز خواستگار ; ولی رفت - چون خواهرم ; جهاز نداشت
باز امشب ; مثل هرشب - سفره ی ما نان نداشت
برادرم نقاش است اما حیف ; قلمی برای نقاشی نداشت
چشمهای مادرم سوی قلب دوختن نداشت
پدر رفت - پرید ; مرد ; اما قبرش سنگ قبر نداشت
دلم شکست ; اما حیف - چشمهایم اشک برای ریختن نداشت........................!!؟
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳۸۵ ساعت ۶:۴ ق.ظ توسط تعطیل شد
|
می نویسم گاهی