دلم که می گیرد

دلم که می گیرد دنبال بهانه می گردم...

آخر آسمان دل ما ستاره ای هم ندارد که بگوییم تنها کسم ستاره ی کم رنگی است در آسمان سیاه شب

در کوچه خلوت محله هم برج میسازند که با تلسکوپ غرب زده اش تنهایی مرا رصد کنند..

....

عطاری سید هم که تنها مرهم فروش دلم بود سکوریت کرده و فست فود شده

دنیایت هم که قربان شوم

بی در و پیکری شده برای خودش......

 

نگران نسلی ام که پدر و مادر ندارند..

نه از آن جهت..استغفرالله!!!

از عاقبت تلقیح مصنوعی و کرومزم ها میترسم که از فردا فرزند شاخدار بشر مادرش را یک بالون بداند و پدرش را ارلن آزمایشگاه

 

چه میگفتم؟

آه فراموش کردم...دلم گرفته بود.