راستشو بخواهید می خواستم این مطلب رو چند وقت پیش که خونسار باروون میومد بنویسم ولی نشد
حال مینویسم
باروون همیشه آرامش عجیبی میده به آدم ; احساس پاکی و زلالی
هوا سبک میشه ; تنفس راحت ; پرنده ها شاد می شند سکوت طبیعت می شکنه
خیابونا شفاف میشن
آهنگ باروون

...............زیر باران باید رفت
نباید چتر را برداشتن
هوا مرا میخواهد نه من هوا را!!؟
جور دیگر نخواستن دیدن
بهتر است درست بنگری
به اطراف به انسان ها نه ; بلکه طبیعت را بنگر ; گویی جانی گرفته اند دوباره
صدای شر شر ناودان ; رودخانه
صدای پدر که از باران می گوید
و باران بی صدا بند آمد
من رفتنش را ندیدم...............................
و زندگی جاریست همچون جویی روان

زیر نویس : عکس آخری پشت خونه ی مادربزرگمه که پارسال گرفته شده - عکس اول رو از سایت خوانسار دات کام برداشتم .
+ نوشته شده در پنجشنبه ۴ آبان ۱۳۸۵ ساعت ۸:۳۳ ب.ظ توسط تعطیل شد
|
می نویسم گاهی