گلستانکوهی خفته؟!؟
راهی کوه شدیم...شیب کوه زیاد بود و بالای کوه را ; تخته سنگ هایی نسبتا صاف تشکیل می داد.نیم ساعتی که از کوه بالا رفتم لاله واژگون دیدم . خیلی تعجب کردم چون فکر می کردم این گل ها فقط گلستانکوه در میاد اما با دیدن این گل های قشنگ سرعتم واسه بالاتر رفتن بیشتر شد .تنها فرق اینجا با گلستانکوه اینه که پراکندگی گلها بیشتره و البته تعداد گل ها کمتر و مسیر هم سخت تره اما همون زیبایی گلستانکوه رو داشت و شاید حتی بیشتر
اینم عکسی از لاله وازگون دربند

و گلی که از سخره ها اومده بود بیرون ; البته زیر صخره خالی بود و برگ های گل ; اون زیر زندگی می کردند

حدود ساعت 5 بود که از کوه سرازیر شده و قصد رفتن به روستای ویست (یکی از روستاهای خوانسار ) رو کردیم

در راه رفتن به ویست از قلعه و مرداب پهن هم عبور کردیم*
روی یکی از تپه ها گل های زرد کوچیکی بود که زمین رو کاملا زرد کرده بود. و فقط بگم واقعا زیبا بود

غروب بود که به ویست رسیدیم فرصت رفتن به هنده ( یکی از مکان های تفریحی خوانسار که در مرز گلپایگان واقع شده) رو نداشتیم تصمیم گرفتیم سری به نیم سدی که نظر ما رو جلب کرده بود بزنیم . اسم سد روی تابلو نوشته شده بود حاجی اباد . دقیقا نمیدونم واسه خوانساره یا واسه گلپایگان اما زیبا بود با تپه هایی کاملا سبز و جاده ای که تاوسط سد میرفت و وقتی به اخرین نقطه می رسیدی از دو طرف کاملا در محاصره اب بودی

وراه نورکه مسیر بازگشت رو نشون میداد

/ پ - ن
مرداب پهن = در زبان خونساری خونده میشه اسل پن *
Esel pen-Esel pahn
می نویسم گاهی