سلام

دلم تنگ شده . هر روز دورتر میشوم از تو و تو خود را به من نزدیک تر میکنی

گیج میزنم در هزار راه آدمیان و شاه راه تو

فراموشت میکنم زود و به یاد می آورمت چه دیر

دیروز فروختمت...بسیار ارزان...به پول آدمیان فکر میکنم پانصد تومانی میشد

بسیار ارزان هم نبود...به قد حماقتم و عذابی که میترسم حتی از خیالش

و امروز

به ثانیه ای شهوت...چه زود گذشت...فقط نگاهی کردم در حالی که می دانستم نگاهم می کردی

دلم گرفته

نارفیقت دوباره سرگردان است ... وقت تنهایی تو را می خواهم...میدانم . به پای آدمیتم بگذار که بسیار ناتوانم و مفلوک

تنها همدمم توئی از وقتی ابلیس ; ابلیس شد به هیچکس اطمینان ندارم

شاد میشوم

و میجنگم شاید روزی برسم...تا بینهایتت