و انتظار ; فرسایش زندگی

و چه راحت گم می شوند انتظار ها در میان جشن های عروسی نیمه ی شعبان ;  نقل و نبات های مردم کوچه و بازار    و کسی نگفت چرا نیامد؟؟؟

هوا نمی گیرد این روز ها - همیشه آفتابیست دلش نمی آید می دانم

روز ها به در می نگرم وشب ها به آسمان

نمیدانم چرا آسمان شب ها سیاه است؟

از کوچه ها می گذرم  همه جا روشن است - چراغانی کرده اند زمین را ; زمین روشن است و آسمان تاریک

آسمان تو را می خواهد نه چراغ ها را

در میان برق چراغ و خوشحالی مردم نگاهم به آسمان است

به یادت 1000 امید را روشن می کنم و 1000چشم را به در می نگارم که شاید شمع های ارزوهای این مردم را روشن کنی

و سال هاست انتظارت را میکشند

و امروز جشن تولد توست

تولدت مبارک